tisdag 8 april 2014

رستم و همکاران او چگونه از بین رفتند که آنها را کشت


اطلاعات کافی نیست تغییر لازم است

وضعییت مملکت کنونی زرتشتی اکنون چگونه است

رستم و همکاران او چگونه از بین رفتند      که آنها را کشت

 

شاید بعدا بنویسم الان که حوصله اش را ندارم

تا زنده ام می نویسم وقتی مردم بخوانید

این نوشته هم تعریف دیگران متخصص تاریخی و هم آنچه خود در کتابهای دیگر خواندم است

آنچه را که یافتم و یافته ام متشابه در یک موضوع ارتباط با هم بود را در یک پرانتز در آوردم

رستم و سایر نیروهای پیجیده آن زمان ایران در جنگ با عربها نجنگیدند و حتی از صلاح خود استفاده نکرده بودند و عربها هم با نیروهای ایرانی آن زمان نجنگیده بودند بلکه نیروهای ایرانی از قبل نیمه مرده یا مرده کامل بودند

اگر اینگونه است    که بود که با نیروهای ایرنی که با صلا حهای مدرن مجهز بودند جنگید و چرا

پس من برای شروع  ابتدا می نویسم مرگ و نابودی بر الله ای باد که او از بدی است و مستحق بدی می باشد

ابتدا مثالی می زنم سپس به نوشتن ادامه می دهم

شما بروید در ساحل دریا یک کامیون شن نرم و خشک گرد آوری کنید و آن را خوب خشک و گرم کنید و آن شن گرم را به چشم کسی بپاشید و وقتی به چشم آن فرد پاشیدید آن شن را چسبیده بر بدن همان فرد به دور فرد به چرخش در آورید و این کار را حدود پانزده تا بیست دقیقه ادامه دهید و دائما هم در این چرخش شن را با سرعت به چشم آن فرد بزنید و حاصل این گردش شن بر بدن فرد سبب آسیب پوست بدن فرد می شود و چشم فرد را نابینا می کند اما اگر کسی به مانند عربها از قبل در کویر زندگی می کنند می دانند و وسایل مناسب برای مقابله با آن گرد باد شن را به همراه خود دارند و نیروهای ایرانی این تجربه را نداشتند و نمی دانستند و وسایل لازم برای زندگی و مقابله با قهر طبیعت در کویر را به همراه خود نداشتند

اما در جنگ با عربها در کویر چه بلایی بر لشکر مدرن پیشرفته ایران پیش آمد

نوشته های تاریخی آن زمان که امروز باقی است نوشته اند که قبل از هرگونه مبارزه و نبرد یکباره الله ضد ایرانی گرد باد آفرید و شن زمین را بالا آورد و به چشم رستم و اطرافیانش پاشاند آنطور که نوشتن پاشیدن این شن باعث کور شدن رستم و اطرافیانش شد و این لشکریان قدرتمند ایران با چشم کور توان دید نداشتند اما عربها که در کویر زندگانی می کردند تجربه و ابزارلازم برای حفظ خود را در برابر طوفانها و گرد بادها شنی را داشتند و الله ضد ایرانی یکباره با سرعت و قدرت شن زمین را بلند نکرد و به چشم عربها نپاشید الله عرب فقط شن را محکم به درون چشم ایرانیان پاشاند و در این نامرادی و نابخردی الله ضد ایرانی بر سپاهیان ایران آن عربها سالم ماندند و می گویند که رستم کورگشته خود را به سمتی که او قبل از کوری اش می دانست که دیواری در آن سمت بود خود را با چشم کور به سمت آن دیوارکشید و در کنار آن دیوار به زمین نشست و چندین نفر عرب به سمت رستمی که تقریبا مرده بود رفتند و شمشیرشان را در بدن رستم فرو کردند و الله توان رستم را از رستم گرفت و رستم دست بسته بدون توان برای دفاع خود بر زمین بود و رستم کور هیچ دفاعی از خود نکرد و الله اورا مهار کرده و زیر کنترول خود داشت سرانجام عربی برای خشنودی الله ضد ایرانی با شمشیر سر رستم را از بدنش جدا کردو این مبارزه اینگونه بود که نیروهای ایرانی آن زمان ابتدا بوسیله الله ضد ایرانی کور گشته و نیمه مرده بودند و عربها به راحتی گردن آنها را از بدنشان جدا کرده بودند

اما اگر آن گرد باد و طو فان شن انجام نمی شد رستم و لشکریانش    در جنگ به نفع مردم خود پیروز می شدند

و اینگونه که الله بر ضدیت ایرانیان انجام داد الله ضد ایرانی بارها عمل ناشایست خود را در قرآن آورده و با افتخار می گوید و اگر گفته الله ضد ایرانی را با بخرد و در ستی بخوانیم او اینگونه می گوید و تهدید می کند که این انتقام و خشم الله بوده و در قرآن به عنوان خشم و انتقام الله بطور تکراری بارها نوشته شده پس در واقع جنگی بین ایرانیان آن زمان با عربها بر علیه عربها انجام نشد بلکه ایرانیان قبل از جنگ با وارد شدن صدمات بر چشم و بر بدنشان که سبب کور ی اشان شده بود توان جنگ نداشتند وعربها با کمک الله ضد ایرانی بدون آنکه جنگی کرده باشند جنگ را به نفع خود کردند   

چگونه الله با ایرنیان جنگید را اکنون می دانید

رستم و لشکریان ایران در این جنگ حتی از اصله خود هیچ استفاده ای نکردند را هم اکنون می دانید

و می دانید که هرگز جنگی بین عربها و ایرانیها صورت نگرفته بلکه آن جنگ    جنگ الله بر علیه ایرانیها بوده که الله خود به تنهایی بر ایرانیان جنگ نهاد و جنگ کرد و در این جنگ الله با ایرانیان الله پیروز شده بود

اگر نوشته مرا باور ندارید بروید تاریخ آن چه که من نوشتم و از قدیم موجود است را خود بخوانید آنچه که من نوشتم و می نویسم آن تاریخ هایی است که امروزه از قدیم باقی است و تاریخ دانان آن را می دانند و شما که نمی دانید بروید خود بخوانید

من فقط تا اینجا یک قلم از واقعییت تاریخی جنگ الله با ایرانیان را نوشتم برای دانستن بیشتر جنگ الله بر مردم در زیر بیشر می نویسم

   اگر بروید خوب در مورد محمد و پیغمبران دیگر بخوانید می دانید که در تمام حوادث در تاریخ و حوادث دینی الله شرکت مستقیم در نبردها داشته و بسیاری از این حوادث نام معجزه الله نامیده شده

و الله از معجزات خود به عنوان خشم و انتقام خود بر مردم نام برده

اگر این را هم باور ندارید بروید خودتان کتابهای مربوط به آنچه که در تاریخ و تاریخ دینی گذشت را بخوانید

من خندیدم

شما گفتید    این دیگر نوشتن داشت

همه خندیدند

و من گفتم که      به شما پوزخند می زنم و به شما می خندم

پرسیدید چرا

چون

می دانید   اما نمی خواهید باور کنید    درست را به خود غلط معرفی می کنید   و غلط را در انجام زندگی و تفکرتان می گذارید اما می دانید در ست را با خود دارید اما آن را در تفکرتان فعال نمی کنید و با توجه به غلط تتان بر فکرتان  فکرتان درغلط درست شده است

ولی می دانید غلط است اما در غلط تفکر می کنید    و تصور می کنید که باید در ارزشها به غلط احترام گذاشت و آن را در نیکی دانست تا غلط در مقام و شان در تصورتان بر میزان ارزشمند عظیم در ارزش گذاری الله باشد اما الله خود بدرستی برای فهم شما کج روان بطور صحیح و درست  خودرا در نادرستی ها و جنگ ها و مبارزات طبیعی در کتابهای دینی اش خود را معرفی کرده اما شما جاهلان و بی شعوران توضیح الله را واژگونه تفکر می کنید و به زبان در می آورید

خواندید و می دانید    اما توجه ندارید    پس من برای شما می نویسم تا بدانید

به شما پوزخند می زنم و برای شما افشا می کنم که در تمام موضوعات و نبردها که در طول تاریخ دینی انجام شد  و در نوشته های قدیمی مکتوب است که در هر عصری پیشرفتهای بشری بسیار بود و تمدنها به تمدنهای علمی پیشرفته با یافته های علمی در ساخت پیشرفته ابزار بدل شده بودند آن زمان مسئله دینها پا گرفت و جنگهای دینی شد تا آنجایی که سر انجام الله آن تمدنهای پیشرفته را در آن زمانها نابود کرد

باز به شما پوزخند می زنم چون

الله در نوشته های خود در نقطه عطف های بسیار پیشرفته علمی در تاریخهای گذشته در تمدنها در زمین گفت و نوشته های او باقی است   در آن نوشته ها الله در کتابهای دینی اینگونه گفت    که حوادث بر بشریت انجام شده      عمل الله از خشم و انتقام او بر بشریت بوده    و در جاهایی از آن نوشته ها او نوشت     که او خود با مردم جنگیده و خود تمدنها و پیشرفتها و ابزارهای پیچیده ساخته شده در تمدنهای پیشرفته بشری را از بین برده و او نوشت درجاهایی هم برای نابودی تمدنها و مردم و پیشرفتها از عوامل طبیعی در زمین استفادده کرده

پوزخند من به شما به این منظور است که شما خواندید و می دانید اما فکر و برداشت خود را به عامل خرابکار اصلی که خود اعتراف کرده توجه نمی دهید

برای دانستن و اطلاع دقیق به گفته های محققان دینی و تاریخ رجوع کنید و خود آن کتابهای موجود قدیمی را به درستی و با آن معنی ای که حاصل می دهد بخوانید       نه به روش ملایی بخوانید که معنی حاصل شده نزد ملا به جمله ای که خواند به درستی استنباط نمی دهد   

 اگر ملا به درستی بخواند و به درستی تعریف الله را که خود الله از خود گفته را ملا آنگونه به روش الله ای درک کند و بفهمد و ملا بدرستی الله را آنگونه که خود خودش را معرفی می کند بداند آنوقت بدرستی مسائل و مشکلات بشری که الله سبب اش بود افشا می شود که در قدیم زمانی که علم در پیشرفت بود و دانش بیشتر بشریت  را می توانیم در آن عصربیابیم و بدانیم آن زمان الله خشم کرد و تمدنها را نابود کرد را می توانیم بدانیم 

اما نظر و پیشنهاد من

من پیشنهاد نمی کنم که تغییرات یا  نظریه  یا روش غیر آنچه که روال حرکت کنونی اجتماعی است انجام شود چرا که اگر دو قطب بد و خوب شکل بگیرد آنوقت دوباره جنگها می شود و این اختلافات سبب نابودی  علم و پیشرفت می شود

ادامه استمراری برای آینده بهتر بدون اختلافات میسر است و برای آنکه اختلافی نباشد     ما دو قطب ضد هم نمی آفرینیم

آنانیکه مشکلات مغزی دارند را که خیلی از آنها خود را به دروغ مذهبی معرفی می کنند را برای معالجه به بیمارستان می فرستیم و اگر لازم باشد در حبس زندان می گذاریمشان و جامعه سالم سیر خود را برای ترقی بیشتر به جلو در آینده سالم تر به پیش خواهد رفت

و باید مواظب بود که سرنوشت مصر و ایران قدیم و سایر تمدنهای پیشرفته قدیم امروز بر ما نشود

پس رعایت و درایت در فکر و تصمیم برای پیشرفت احتیاج است

اگر دقت نکنید الله بار دیگر می آید و با شما می جنگد و آن جنگ و نبرد را به مردمان دیگر نسبت می دهد

 

 

شما را به کله درازتان می سپارم

 

حالا می دانید چرا پوزخند می زنم

چون شما گفته الله را قبول ندارید

چون الله خود گفته والله خود خواست و مریدانش آن گفته الله را طبق خواست الله نوشتند

اما شما می خوانید ولی گفته و توضیح الله را قبول ندارید

و در ترجمه     بر کتاب الله      تفسیر میگذارید و گفته الله را به مزاج و میلتان تغییر می دهید     و گفته الله را دروغ می نامید

پس ملا     آنچه که الله گفت و تو خواندی       همان را بگو

چرا تفسیر می کنی تا گفته الله را دروغ بدانی و حاصل تفسیرت خلاف گفته الله است

با آرزوی آنکه من شما را به عقل دعوت می کنم تا شما بتوانید عقل برای خواندن و معنی و فهم آنچه که می خوانید را داشته باشید و همان گفته خواند شده را همانگونه بدانید

هر گونه سعی و توضیح زیبا برای نفرت نمی تواند گمراهی ایجاد کند

و زیبایی برای توضیح زیباییها است و توضیح نفرت باید در کلمات نفرت بر نفرت انجام شود

رد گم کردن از نادرستی در تعریفات به درستی و نیکی مرا نمی تواند گمراه کند

هر چه جای خود در آن مکانش معنی و عمل ایجاد می کند     اگر چه بد باشد ولی از کلمات زیبا بهره بگیرد    آن محیط که بد در آن است محیط بدی می شود

پس نیکویی و بدی را می شود با دیدن محیط های طبیعی مردم  که مردم در آن هستند ببینیم و بفهمیم که چگونه اند    یا جامعه بر بدی می شود که مردم آن جامعه بر بدی اند یا جامعه بر خوبی است که مردم آن جامعه بر نیکی اند

پس نیکو و بد را در عمل می شود دید که ما اکنون با دانسته و با چشم پر خرد به جوامع بشری نظر می اندازیم و جوامع نیکو و بد را می دانیم

برای آنکه بدانیم جامعه ای بر بدی یا نیکویی است باید به روال عادی آن جامعه در سیر جاری طبیعی اش به آن جامعه نظاره کنیم

شما را به کله گردتان می سپارم که اگر آنطرف شوت شود نیکویی ببار می آورد و اگر به طرف دیگر شوت شود بدی ببارمی آورد

 

بچه مدرسه ای

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar