پاسخ
مردمی که زرتشتی اند
من نمی دانستم که زرتشتی هستم ولی این
داستان را که نوشتم در آخر متوجه شدم که بدون آنکه از قبل بدانم همیشه زرتشتی بودم
و هستم تو هم بخوان شاید تو هم بدون آنکه بدانی عین من از قبل زرتشتی باشی و هستی
این نامه جواب به خانمی است که به مردم وبلاگی
را معرفی کرد که در آن وبلاگ فردی خود را مبلغ زرتشتیت
می دانست و اسم آن فرد فعال مبلغ زرتشتیت در آن
و.بلاگ سیاوش بود و من در جواب به آن خانم در مورد آن فرد اینگونه نوشتم
خانم عزیز لیلا جان نام سیاوش در نسبت سیاهی و
زشتی در بی مهری نام اوستایی نیست اگر سفید وحش بود بهتر از سیاهوش اوستایی
می شد یعنی در گذشته اینگونه اوستای زرتشت به
اشتباه رفت و شکست خورد چون اوستا به ضد اوستا بدل
شده بود و بدان که اوستا نیک
که زرتشتی نیک می شود هرگز شکست نمی خورد و در
دلها جای دارد و دوباره شکوفه می کند که
اکنون در مسیر شکوفه کردن نیکی ها هستیم تا سیاهی را به سفیدی
بدل کند تا درخشش دوباره پاکی و اطمینان و راستی شکوفا
گردد و در جاودانگی پایدار و اشویی باشی
مردمی که زرتشتی اند
در ادامه می نویسم
تا تصورات غلط نزد آنهایی که می خواهند زرتشتی
باشند اما درک درستی از زرتشت
ندارند را اصلاح کنم
اغلب وقتی صحبت زرتشت و
مرامش می شود مردم استنباط و درک درستی از مکتب زرتشت
ندارند به این خاطر خواستم کمی بیشتر راجب مکتب نیکو یا
مکتب زرتشت که در نیکویی می شود بنویسم
ابتدا در شروع می نویسم که مکتب زرتشت نه شاه و نه شاه بازی است بلکه در مکتب زرتشتی رفتار خوب و پسندیده که روشی خوب و پسندیده است
نیکویی را حاصل می دهد و این حاصل نیکو هدف در زرتشتیت می شود
و این هدف و
آرزو برای آنانی که در قلب اشان مهر نهفته است سخت
و غریب نیست بلکه در طبع تمامی آدمها اینگونه مهر ورزی در
قلب اشان وجود دارد
و ما این مهرورزی در
قلب آدمیان را مرام زرتشتی می نامیم
ساده و کامل می نویسم که آنگاه که در نیکویی بشود در دلها مهربان می شود که آن مهربان
نیکو نامش زرتشتی می شود
یعنی در مرام زرتشتی فعال
شدن ارزشهای نیکو و پسندیده ای که در نزد هر آدمی در وجودش نهفته است آرزو می شود
و در این روش ما در محیط و اجتماع ابتدا نزد خود با تفکر نیک و سنجیده و پسندیده برای خود تفکر و سنجش
می کنیم و در مرحله بعد ما با این سنجش پسندیده در تفکر
خود با دیگران ارتباط بر قرار می کنیم
یعنی در دنیا هم بدی است و هم خوبی اما در مرام زرتشتی
باید سعی به نیکی و انجام آن اسرار بیشتر کنیم و
در خود هم برای خودمان باید به انجام این مهر ورزی در
نیکویی بکوشیم
و اینگونه و با انتخاب این
روش پسندیده محبت آمیز در مرام خوبی ها برای خود و
در ارتباط با دیگران در روابط اجتماعی برای رسیدن به ایده آلهای نیک و مطلوب سعی و
تلاش کنیم
چون محبت و مهرورزی که
سبب نیکویی ها می شود در نزد هر آدمی وجود دارد به این خاطر مرام زرتشتی کار دشوار و سخت و طاقت فرسایی نیست بلکه مرام و تفکر زرتشتی که نیکویی ها می نامیم بطور طبیعی در نهاد هر آدمی نهفته است و ما با توجه و بکار بردن این طبیعت
نیکویمان در ارتباط با دیگران روابط نیکو را به اشتراک می گذاریم
و چنانچه برای خود و
دیگران نیکو باشیم از ناسزاواری ها کنونی که امروزه ما و دیگران با آن دست
به گریبانیم رها می شویم و سر انجام دنیای بهتر و پسندیده
تر در نیکوی ها برای خود و دیگران خواهیم داشت
حال که نوشتم باز برای
یادآوری می نویسم تا بدانیم که کل مرام زرتشتی
همین است که نوشتم می شود یعنی خیلی ساده اینگونه معنی می کنم که مرام زرتشتی مرام نسبت های خوب در تفکرهای خوب می شود و
ما از قبل می دانیم که خوبی ها نیکوییها نام دارند
باید توجه کنیم
و در خاطر داشته باشیم که نیکوییها مهر و محبت ها می شوند که در دل تک
تک مردمان نهفته هست و در نزد مردم در نسبت پاکی و
اطمینان و راستی عمل می کند
حال که مرام پاکی و
اطمینان و راستی را می دانیم عمل به مرام زرتشتی
بسیار ساده است
یعنی مردمی زرتشتی اند
که پاکی و اطمینان و راستی را برای خود و دیگران
پیشه کنند و اینگونه می شود زرتشتی بود
همه این حقیقت هایی را
که نوشتم نمی شود مگر آنکه این حقیقت ها در دلهای مهربان
فعال باشند که بشود
یعنی مرام زرتشتی نشعت
مهربانی درونمان است که در جامعه مان حاصل اش
پدیدار می شود
نمی شود مگر آنکه در
دلهایمان در پاکی و اطمینان و راستی مهربان شویم
توجه داشته باشید که آنچه که در جامعه زرتشتیان در نیکی ها هست رفتار
و ارتباط پسندیده نزد خود مردم خوب و پسندیده در آن
جامعه هست یعنی زرتشتی بودن دین نیست بلکه انسانیت
و همدلی و همدردی برای زندگی بهتر با یکدیگر است
در تفکر و رفتار و گفتار پسندیده که پندار
نیک و گفتار نیک و کردار نیک نامیده می شود ما باید در پاکی
و اطمینان و راستی با یکدیگر مهربان باشیم
نیکوییها طبیعتی است نزد مردم که در قلب
مردم نهفته و آنگاه که قلب مردم در شکوه فوران کند جامعه را برای همه در مهربانی ها به نیکوییها
می برد که نیکویی بودن جنبشی نیک و قدرتمند در همدلی ها
است که ما اکنون افسوس آن را داریم
در توقع و انتظار نیک
سرشتی را ابتدا نزد خودت جستجو کن سپس از دیگران آن را برای خودت بخواه
برای آنکه ما مرز نیک و
نکبت را به درستی بدانیم مقایسه نیک و نکبت را در
ادامه می نویسم پس می نویسم تا بدانیم که
اگر نیکویی لذت
است نکبت رنج است
اگر نیکوییها لذت ها می
شوند نکبت ها برزخ ها می شوند
اگر نیکوییهای پر تلاوت
شادی ها می شوند نکبت های برزخ غم ها می شوند
حالا می خواهم جامعه
سالم زرتشتی و ارتباط اش را با فرهنگ سالم آن جامعه تعریف کنم
در جامعه سالم زرتشتی
نیک بودن یک فرهنگ سالم است که این فرهنگ سالم آن
جامعه سالم نیک زرتشتی را می آفریند و این فرهنگ
سالم را هر شخص باید نزد خود جستجو کند
آنگاه که فرهنگ سالم
زرتشتی نزد هر فرد عضو در آن جامعه زرتشتی تلالو کرد آن جامعه سالم زرتشتی نیک می
شود
و ما کل این جامعه سالم
زرتشتی را به نام جامعه زرتشتیان می نامیم
و برای داشتن جامعه
سالم زرتشتی توجه به اصول پایه ای نیکی ها برای تمامی اعضای زرتشتیان لازم و ضروری
است
در آخر سوال است که آیا
زرتشتی بودن نیاز ما است
بله
چون جامعه سالم و برابر
برای یکدیگر آرزوی همه است به این علت این گونه جامعه
سالم و برابر را ما جامعه زرتشتی می نامیم
آیا زرتشتی بودن یک نیاز خوب است یا یک اجبار بد است
چون همه آرزوی داشتن یک
جامعه سالم را برای خود دارند و زرتشتیت که جامعه
سالم مورد انتظار ما است به این علت آن جامعه سالم
نیاز تمامی اعضای سالم آن جامعه زرتشتی می شود
چون مکتب زرتشت مکتب
کامل و ساده و مفید در پاکی ها و اطمینان ها و تمیزی ها هست ما مکتب زرتشت را مکتب مفید
نامگذاری می کنیم
پس با توجه به استدلال هایم من مکتب
زرتشت را مکتب مفید لازم نامیده و مکاتب دیگر را مکاتب مضر باطل می نامم
زرتشتی شدن سخت و غیر ممکن نیست و شرط زرتشتی شدن بسیار ساده است یعنی در
زرتشتی شدن فقط کافی است که افکار و اعمال بد
را از از افکار و اعمال خودتان دور کنید و افکار و اعمال خوب را برای خود و جامعه اتان جانشین کنید
و اینگونه کردید خود و
مرام اتان در نیکی شده زرتشتی می شوید
با در نظر گرفتن محتوای
زرتشتی بودن معنی زرتشتی بودن هم خیلی ساده است
معنی زرتشتی بودن روابط سالم می شود
وقتی که این داستان را نوشتم و خواندم
متوجه شدم بدون آنکه قبلا بدانم در خصلت ام زرتشتی بودم و هستم تو هم بخوان شاید
تو هم در خصلتت زرتشتی بودی وباشی
کله ات که یک من بود دو من به آن
اضافه شد یعنی خودت در خودت در سه نیکویی فعال شدی که معنی
سپاس می دهد و تبریک
می گویم که سه نیکویی را پاس کردی
می گویم که سه نیکویی را پاس کردی
1379
ویندی
رستمکلا ساری
مدرسه ای وچه
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar